افزایش بازدهی اوراق در روزهای اخیر دوباره به یکی از سیگنالهای مهم بازارهای مالی تبدیل شده است؛ اما پشت این افزایش یک علت واحد وجود ندارد. بخشی از ماجرا به قدرت اقتصاد آمریکا و دادههای بهتر از انتظار رشد اقتصادی مربوط میشود و بخشی دیگر به نگرانی درباره تورم، قیمت انرژی و تبعات ادامهدار تنشهای مرتبط با تنگه هرمز برمیگردد.
در واقع، اگر بخواهیم از میان این عوامل یک تصویر روشن بسازیم، باید بگوییم افزایش بازدهی اوراق را نمیتوان فقط به رشد اقتصادی یا فقط به جنگ هرمز نسبت داد. دادههای اخیر آمریکا نشان میدهد اقتصاد همچنان با قدرت حرکت میکند؛ شاخص ترکیبی PMI در سپتامبر به ۵۸.۴ رسیده که بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۱ است. همزمان، فشار هزینهها نیز افزایش یافته و رشد قیمت انرژی یکی از عوامل آن بوده است.
از طرف دیگر، بازده اوراق خزانهداری آمریکا در سررسیدهای مختلف بالا رفته است. در ۲۴ سپتامبر، بازده اوراق ۱۰ ساله به ۵.۱۸ درصد، ۲۰ ساله به ۵.۵۳ درصد و ۳۰ ساله به ۵.۴۷ درصد رسید. یک روز بعد، بازده ۱۰ ساله اندکی پایینتر و در سطح ۵.۱۷ درصد قرار گرفت، اما بازده ۲۰ و ۳۰ ساله همچنان در محدوده ۵.۵۴ و ۵.۴۹ درصد بود.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که «آیا بازدهی اوراق افزایش یافته است؟»؛ پاسخ این سؤال روشن است. سؤال مهمتر این است که چرا بازدهی اوراق بالا رفته و این افزایش چه پیامی برای اقتصاد، نرخ بهره و سایر بازارها دارد؟
افزایش بازدهی اوراق دقیقاً یعنی چه؟
قبل از اینکه سراغ علتهای افزایش بازدهی اوراق برویم، یک نکته ساده اما مهم وجود دارد: قیمت اوراق و بازدهی آن معمولاً در جهت مخالف یکدیگر حرکت میکنند.
یعنی اگر تقاضا برای یک اوراق کم شود و قیمت آن در بازار پایین بیاید، بازدهی مورد انتظار خریدار جدید افزایش پیدا میکند. برعکس، زمانی که تقاضا برای اوراق افزایش پیدا میکند، قیمت بالا میرود و بازدهی کاهش مییابد.
به همین دلیل، وقتی میگوییم «بازدهی اوراق افزایش یافته»، الزاماً به این معنی نیست که دولت بهتازگی نرخ سود اسمی اوراق را افزایش داده است. ممکن است همان اوراق قبلی در بازار ثانویه با قیمت پایینتری معامله شده باشند.
این تفاوت بهخصوص در تحلیل بازار بدهی اهمیت دارد؛ چون نرخ کوپن یا سود اسمی یک اوراق با بازده تا سررسید (YTM) یکی نیست.
برای مثال، در بازار ایران نیز طی هفتههای اخیر فاصله قابل توجهی میان نرخ سود اسمی برخی اوراق و بازده تا سررسید آنها دیده شده است. گزارشهای بازار نشان میدهد میانگین نرخ بازده تا سررسید اخزا در نیمه سپتامبر از ۴۱ درصد عبور کرده بود.
پس وقتی درباره افزایش بازدهی اوراق صحبت میکنیم، باید بدانیم بازار در حال قیمتگذاری چه چیزی است؛ نرخ بهره آینده؟ تورم؟ رشد اقتصادی؟ ریسک؟ یا ترکیبی از همه این موارد؟
چرا بازدهی اوراق افزایش پیدا کرده است؟
در شرایط فعلی چند عامل همزمان در حال اثرگذاری هستند. همین هم باعث میشود نسبت دادن کل افزایش بازدهی اوراق به یک اتفاق خاص، تصویر ناقصی از بازار بدهد.

رشد اقتصادی قویتر از انتظار
یکی از مهمترین اتفاقات اخیر، انتشار دادههای بهتر از انتظار اقتصاد آمریکا در سپتامبر بود.
بر اساس دادههای اولیه S&P Global، شاخص ترکیبی PMI آمریکا از ۵۶ در ماه اوت به ۵۸.۴ در سپتامبر رسید؛ رقمی که بالاترین رشد فعالیت اقتصادی از ژوئیه ۲۰۲۱ را نشان میدهد. رشد تولید و فعالیت اقتصادی همزمان با افزایش استخدام و تقاضا همراه بوده است.
این اتفاق از یک زاویه ساده قابل توضیح است.
اگر سرمایهگذاران احساس کنند اقتصاد قویتر از چیزی است که قبلاً تصور میکردند، ممکن است انتظار داشته باشند نرخهای بهره برای مدت طولانیتری بالا بماند. در چنین شرایطی، نگهداری اوراق با بازده پایینتر جذابیت کمتری پیدا میکند و بازار برای جذب خریدار، بازده بالاتری مطالبه میکند.
به همین دلیل، افزایش بازدهی اوراق لزوماً علامت ضعف اقتصاد نیست.
گاهی دقیقاً برعکس است.
اگر بازدهی به دلیل رشد اقتصادی، افزایش بهرهوری و افزایش سرمایهگذاری بالا برود، معنای آن با حالتی که بازدهی به دلیل افزایش ریسک تورمی یا نگرانی درباره وضعیت مالی دولت بالا رفته، کاملاً متفاوت خواهد بود.
نرخ بهره فدرال رزرو همچنان در مرکز توجه بازار است
فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ نرخ هدف وجوه فدرال را ۰.۲۵ واحد درصد افزایش داد و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند.
در بیانیه همان جلسه، فدرال رزرو اعلام کرد فعالیت اقتصادی با سرعت مناسبی در حال گسترش است، مخارج داخلی مقاوم مانده، رشد بهرهوری قوی است و سرمایهگذاری نیز وضعیت مطلوبی دارد. در عین حال، این نهاد تأکید کرد که تورم همچنان بالاست.
این ترکیب برای بازار اوراق اهمیت زیادی دارد.
از یک طرف اقتصاد آنقدر ضعیف نیست که بازار انتظار کاهش سریع نرخ بهره داشته باشد؛ از طرف دیگر، تورم همچنان به اندازهای بالاست که سیاست پولی را محتاط نگه دارد.
در نتیجه، سرمایهگذاران اوراق باید درباره مسیر آینده نرخ بهره دوباره قیمتگذاری کنند.
هرچه انتظار بازار از نرخهای بهره آینده بالاتر باشد، معمولاً فشار بیشتری بر قیمت اوراق وارد میشود و بازدهی آنها افزایش مییابد.
تورم و قیمت انرژی؛ پای هرمز اینجا باز میشود
اما داستان در همینجا تمام نمیشود.
اگر فقط دادههای اقتصادی آمریکا را نگاه کنیم، ممکن است افزایش بازدهی اوراق را عمدتاً به رشد اقتصادی و سیاست پولی نسبت دهیم. اما بازار انرژی در ماههای اخیر یک متغیر دیگر را وارد معادله کرده است: ریسک ناشی از اختلال در جریان انرژی از مسیر تنگه هرمز.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه اختلال در آن میتواند هزینه حملونقل، بیمه و قیمت انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
در تحلیلهای منتشرشده درباره تبعات درگیری و اختلال در این مسیر، افزایش قیمت انرژی و اثر آن بر تورم و نرخهای بهره آمریکا مورد توجه قرار گرفته است.
مسیر اثرگذاری نیز چندان پیچیده نیست:
اختلال در انرژی → افزایش قیمت نفت و سوخت → افزایش هزینه تولید و حملونقل → فشار تورمی → کاهش امکان کاهش نرخ بهره → فشار بر بازده اوراق
البته این زنجیره به معنی آن نیست که هر افزایش قیمت نفتی حتماً به افزایش بازده اوراق منجر میشود. اندازه و مدت شوک انرژی، واکنش مصرفکنندگان، وضعیت بازار کار و واکنش بانک مرکزی همگی اهمیت دارند.
اما بازار نمیتواند این ریسک را نادیده بگیرد.

آیا افزایش بازدهی اوراق نشانه رشد اقتصادی است؟
پاسخ کوتاه این است: گاهی بله، اما نه همیشه.
این یکی از مهمترین نکاتی است که در تحلیل افزایش بازدهی اوراق باید به آن توجه کرد.
بازده اوراق را میتوان بهصورت ساده حاصل ترکیب چند انتظار دانست: انتظار درباره نرخهای کوتاهمدت، تورم آینده، رشد اقتصادی و ریسک اضافی مورد مطالبه سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت.
بنابراین یک افزایش بازدهی میتواند دو روایت کاملاً متفاوت داشته باشد.
در روایت اول، اقتصاد قویتر شده است. سرمایهگذاری افزایش پیدا کرده، تقاضا بالاست و بازار انتظار دارد نرخهای بهره برای مدت بیشتری در سطح بالا بماند.
در روایت دوم، اقتصاد الزاماً قوی نیست، اما تورم یا ریسکهای مالی و ژئوپلیتیکی افزایش یافتهاند و سرمایهگذاران برای خرید اوراق بازده بیشتری مطالبه میکنند.
تشخیص اینکه کدام روایت در حال غالب شدن است، نیازمند نگاه کردن به مجموعهای از دادههاست.
در اتفاقات اخیر آمریکا، شواهدی از هر دو سمت وجود دارد: دادههای PMI از رشد قوی خبر میدهد، اما همان گزارش S&P Global از افزایش فشار هزینهها و رشد قیمتهای ورودی نیز حکایت دارد.
پس افزایش بازدهی اوراق را باید بهعنوان یک سیگنال ترکیبی دید، نه یک شاخص تکبعدی.
نقش تنگه هرمز در افزایش بازدهی اوراق چیست؟
برای فهم نقش هرمز، بهتر است به جای نگاه مستقیم، زنجیره اثرگذاری آن را دنبال کنیم.
تنگه هرمز بهخودیخود تعیینکننده بازده اوراق خزانه آمریکا نیست. اما اگر اختلال در این مسیر باعث افزایش پایدار قیمت انرژی شود، آن وقت اثر آن میتواند از بازار نفت به اقتصاد کلان منتقل شود.
نفت گرانتر چه اثری بر تورم دارد؟
نفت فقط بنزین نیست.
افزایش هزینه انرژی میتواند هزینه حملونقل، تولید، پتروشیمی و بسیاری از زنجیرههای تأمین را بالا ببرد. اگر این افزایش قیمت موقتی باشد، ممکن است اثر آن بر تورم نیز کوتاهمدت باشد. اما اگر اختلال طولانی شود، احتمال انتقال آن به قیمت کالاها و خدمات بیشتر میشود.
به همین دلیل، سرمایهگذاران اوراق به قیمت نفت تنها از زاویه قیمت سوخت نگاه نمیکنند؛ آنها به این سؤال فکر میکنند که آیا شوک انرژی میتواند مسیر تورم و نرخ بهره را تغییر دهد یا نه.
تحلیل State Street نیز نشان داده است که بازار اوراق در سال ۲۰۲۶ بخشی از «صرف ریسک درگیری» را در بازدهی خود منعکس کرده و افزایش قیمت انرژی میتواند فشار بیشتری بر بازده اوراق وارد کند.
اگر تورم بالا بماند چه میشود؟
بانک مرکزی برای کنترل تورم معمولاً نمیتواند با خیال راحت نرخ بهره را پایین بیاورد.
این مسئله برای بازار اوراق بسیار مهم است.
اگر سرمایهگذاران انتظار داشته باشند نرخ بهره مدت بیشتری بالا بماند، بازده اوراق کوتاهمدت و میانمدت میتواند افزایش پیدا کند.
اما برای اوراق بلندمدت، داستان پیچیدهتر است.
سرمایهگذار ۱۰ یا ۳۰ ساله به نرخ بهره امروز نگاه نمیکند؛ او مسیر احتمالی اقتصاد و تورم در سالهای آینده را هم در نظر میگیرد.
به همین دلیل است که افزایش بازده اوراق بلندمدت را نمیتوان فقط با تصمیم یک جلسه بانک مرکزی توضیح داد.
بازده اوراق ۱۰ ساله چه چیزی را نشان میدهد؟
اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا یکی از مهمترین نرخهای مرجع بازارهای مالی جهان است.
در ۲۴ سپتامبر، بازده این اوراق به ۵.۱۸ درصد رسید. این رقم در ۲۲ سپتامبر ۴.۹۶ درصد بود؛ یعنی طی دو روز معاملاتی حدود ۲۲ واحد پایه افزایش داشت. در ۲۵ سپتامبر نیز بازده ۱۰ ساله در سطح ۵.۱۷ درصد قرار گرفت.
اما یک نکته جالبتر در دادهها وجود دارد.
در همین بازه، بازده واقعی اوراق مصون از تورم نیز افزایش پیدا کرده است. دادههای وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد نرخ واقعی اوراق ۱۰ ساله در ۲۴ سپتامبر به حدود ۳.۲۰ درصد رسیده است.
این مسئله مهم است، چون نشان میدهد تمام افزایش بازدهی اوراق را نمیتوان به افزایش انتظارات تورمی نسبت داد.
به زبان سادهتر، بازار فقط نمیگوید «تورم آینده بالاتر میرود».
بخشی از حرکت بازار میتواند ناشی از این باشد که سرمایهگذاران بازده واقعی بیشتری برای نگهداری دارایی بلندمدت مطالبه میکنند.
حراج اوراق چه نقشی در افزایش بازدهی دارد؟
یکی دیگر از عوامل مهمی که گاهی در خبرهای روزانه کمتر دیده میشود، حراج اوراق است.
دولت آمریکا برای تأمین مالی خود مرتباً اوراق جدید عرضه میکند. اگر در یک حراج تقاضای سرمایهگذاران ضعیفتر از انتظار باشد، دولت برای فروش اوراق ممکن است مجبور شود بازده بالاتری به بازار ارائه دهد.
در روزهای اخیر، حراج اوراق پنجساله آمریکا نیز مورد توجه بازار قرار گرفت و در کنار دادههای اقتصادی قویتر، به فشار فروش در بازار اوراق کمک کرد.
اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
افزایش عرضه اوراق بهتنهایی به معنی بحران بدهی نیست.
بازار باید همزمان ببیند چه میزان تقاضا وجود دارد، سرمایهگذاران چه قیمتی پیشنهاد میکنند و بازده اوراق نسبت به سایر داراییها چقدر جذاب است.
بنابراین یک حراج ضعیف باید در کنار سایر دادهها تفسیر شود، نه بهعنوان یک نشانه قطعی از یک بحران بزرگتر.
افزایش بازدهی اوراق چه اثری بر بورس دارد؟
رابطه بازار اوراق و بورس همیشه یکسان نیست.
در حالت معمول، افزایش بازده اوراق میتواند برای سهام یک فشار محسوب شود؛ چون وقتی سرمایهگذار میتواند از یک دارایی کمریسکتر بازده بالاتری دریافت کند، جذابیت نسبی برخی سهام کاهش پیدا میکند.
از طرف دیگر، نرخ بازده اوراق در مدل ارزشگذاری شرکتها نیز اهمیت دارد.
ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده شرکتها با نرخ تنزیل محاسبه میشود. وقتی نرخهای بازار بالا میروند، نرخ تنزیل هم میتواند افزایش پیدا کند و ارزش فعلی سودهای آینده پایینتر بیاید.
اما اینجا همان نکته مهم قبلی دوباره خودش را نشان میدهد.
اگر افزایش بازدهی اوراق نتیجه رشد اقتصادی باشد، شرکتها نیز ممکن است از افزایش تقاضا و درآمد بیشتر بهره ببرند.
در هفتههای اخیر نیز بازار سهام آمریکا در کنار بازدهی بالاتر اوراق، مقاومت قابل توجهی نشان داده است؛ موضوعی که تحلیلهای بازار آن را تا حدی به قدرت سودآوری و رشد اقتصادی نسبت دادهاند.
بنابراین نمیتوان یک قانون ساده نوشت که:
بازدهی اوراق بالا رفت = بورس حتماً سقوط میکند.
مهمتر از خود عدد بازدهی، دلیل افزایش آن است.
افزایش بازدهی اوراق چه اثری بر دلار دارد؟
بازده بالاتر اوراق خزانه آمریکا میتواند بر جذابیت داراییهای دلاری اثر بگذارد؛ بهخصوص زمانی که افزایش بازدهی با انتظار نرخ بهره بالاتر همراه باشد.
اما برای تحلیل دلار نیز نباید فقط یک متغیر را دید.
مسیر سیاست پولی فدرال رزرو، وضعیت اقتصاد آمریکا، نرخهای بهره سایر اقتصادهای بزرگ، ریسکهای ژئوپلیتیکی و تقاضا برای داراییهای امن همگی در تعیین ارزش دلار نقش دارند.
به همین دلیل، ارتباط میان افزایش بازدهی اوراق و دلار مستقیم و یکبهیک نیست.
برای بازار ایران نیز این موضوع یک مرحله دیگر پیچیدهتر میشود. حتی اگر بازدهی اوراق آمریکا افزایش یابد، اثر آن بر نرخ دلار در ایران به متغیرهای داخلی مانند عرضه ارز، درآمدهای ارزی، سیاست پولی و انتظارات بازار نیز وابسته است.
افزایش بازدهی اوراق چه اثری بر طلا دارد؟
طلا و اوراق قرضه در بعضی شرایط میتوانند رقیب یکدیگر باشند.
وقتی بازده واقعی اوراق بالا میرود، نگهداری طلایی که سود دورهای پرداخت نمیکند، ممکن است از نظر هزینه فرصت جذابیت کمتری پیدا کند.
اما در دورههای افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، طلا میتواند از تقاضای پناهگاه امن نیز بهره ببرد.
بنابراین اگر همزمان شاهد افزایش بازدهی اوراق و افزایش قیمت طلا باشیم، این اتفاق لزوماً تناقض نیست.
ممکن است بازار در همان زمان دو پیام متفاوت را قیمتگذاری کند:
اقتصاد و نرخهای بهره بالاتر از یک طرف و ریسک ژئوپلیتیکی بیشتر از طرف دیگر.
این دقیقاً یکی از دلایلی است که تحلیل بازار در دورههای پرتنش دشوارتر میشود.
افزایش بازدهی اوراق در ایران چه تفاوتی دارد؟
اگرچه بخش مهمی از بحث اخیر مربوط به اوراق خزانهداری آمریکا است، اما افزایش بازدهی اوراق در ایران نیز موضوع مستقلی است.
در بازار ایران، نرخ بازده اوراق دولتی به عواملی مانند تورم، نرخهای سود بانکی، شرایط نقدینگی، حجم عرضه اوراق، تقاضای سرمایهگذاران و بازده مورد انتظار سایر بازارها وابسته است.
در هفتههای اخیر، گزارشهای بازار از افزایش بازده اوراق خزانه اسلامی و عبور متوسط بازده اخزا از ۴۱ درصد خبر دادهاند.
این اعداد را نباید مستقیماً با بازده اوراق خزانه آمریکا مقایسه کرد؛ ساختار اقتصادی، تورم، سیاست پولی، ریسک کشور و بازارهای مالی دو کشور متفاوت است.
اما یک مفهوم مشترک وجود دارد:
وقتی سرمایهگذار ریسک یا هزینه فرصت بیشتری احساس کند، برای خرید اوراق نیز بازده بالاتری مطالبه میکند.
آیا افزایش بازدهی اوراق ادامهدار خواهد بود؟
این همان بخشی است که باید با احتیاط درباره آن صحبت کرد.
هیچ عددی در بازار اوراق بهتنهایی نمیتواند مسیر آینده را مشخص کند.
برای ادامه افزایش بازدهی، چند متغیر اهمیت ویژه دارند:
مسیر تورم
اگر فشار تورمی، بهخصوص از سمت انرژی، ادامه پیدا کند، انتظار بازار برای کاهش نرخ بهره نیز میتواند تغییر کند.
تصمیمهای فدرال رزرو
هر تغییر در لحن فدرال رزرو درباره نرخ بهره میتواند بازار اوراق را جابهجا کند.
قیمت نفت
اگر قیمت انرژی در نتیجه تحولات هرمز بالا بماند، فشار تورمی نیز میتواند ماندگارتر شود.
دادههای اشتغال و رشد
اگر رشد اقتصادی آمریکا همچنان قوی باقی بماند، بازار ممکن است نرخهای بهره بالاتر را برای مدت طولانیتری قیمتگذاری کند.
حراجهای بعدی اوراق
تقاضا برای حراجهای آینده نیز یک شاخص مهم برای سنجش اشتهای بازار بدهی خواهد بود.
در نتیجه، برای دنبال کردن روند افزایش بازدهی اوراق، بهتر است به جای تمرکز روی یک تیتر خبری، مجموعه این شاخصها را کنار هم قرار داد.
پس بالاخره رشد اقتصادی مهمتر است یا جنگ هرمز؟
اگر بخواهیم کل ماجرا را در یک جمله خلاصه کنیم، پاسخ این است:
افزایش بازدهی اوراق در شرایط فعلی حاصل برخورد چند نیرو با یکدیگر است؛ رشد اقتصادی قوی، نرخ بهره بالاتر، فشارهای تورمی و ریسک انرژی ناشی از تحولات هرمز هرکدام بخشی از تصویر را تشکیل میدهند.
دادههای سپتامبر یک نکته مهم را روشن کردهاند: اقتصاد آمریکا در حال حاضر نشانههایی از قدرت دارد. PMI ترکیبی به ۵۸.۴ رسیده و S&P Global از سریعترین رشد فعالیت اقتصادی در بیش از پنج سال خبر داده است.
در همان حال، فدرال رزرو در بیانیه ۱۶ سپتامبر از تداوم رشد اقتصادی، سرمایهگذاری قوی و تورم بالا سخن گفته و نرخ بهره را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد افزایش داده است.
از سوی دیگر، ریسکهای انرژی مرتبط با هرمز باعث شدهاند بازار نسبت به مسیر تورم و نرخ بهره حساستر باشد. تحلیلهای بازار نیز از باقی ماندن بخشی از صرف ریسک در بازده اوراق در پی تنشهای منطقهای خبر میدهند.
بنابراین اگر بخواهیم به جای یک روایت ساده، تصویر واقعی بازار را ببینیم، باید گفت رشد اقتصادی و ریسک ژئوپلیتیکی دو رقیب برای توضیح افزایش بازدهی اوراق نیستند؛ این دو عامل میتوانند همزمان در بازار اثر بگذارند.
جمعبندی؛ افزایش بازدهی اوراق چه پیامی برای بازار دارد؟
افزایش بازدهی اوراق در روزهای اخیر را نباید صرفاً به عنوان یک خبر مربوط به بازار بدهی نگاه کرد.
بازده اوراق در واقع یکی از مهمترین قیمتهای اقتصاد جهانی است و تغییر آن میتواند روی نرخ بهره، هزینه تأمین مالی، ارزشگذاری سهام، دلار و حتی قیمت طلا اثر بگذارد.
در اتفاقات اخیر، چند نشانه همزمان دیده میشود: رشد اقتصادی آمریکا قویتر از انتظار بوده، تورم همچنان بالاست، فدرال رزرو نرخ بهره را در سپتامبر افزایش داده و ریسک ناشی از انرژی و تنگه هرمز نیز بر محاسبات بازار سایه انداخته است.
بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا در ۲۴ سپتامبر به ۵.۱۸ درصد رسید و بازده اوراق ۲۰ و ۳۰ ساله نیز بالای ۵.۴ درصد قرار گرفت.
با این حال، این ارقام بهتنهایی نمیگویند که بازار در آستانه یک بحران قرار دارد یا اینکه افزایش بازدهی الزاماً ادامه پیدا خواهد کرد.
برای فهم مسیر بعدی، سه سؤال از همه مهمترند:
آیا رشد اقتصادی آمریکا همچنان قوی میماند؟
آیا فشار تورمی ناشی از انرژی و سایر هزینهها فروکش میکند؟
وضعیت تنگه هرمز و جریان انرژی در هفتههای آینده چگونه تغییر خواهد کرد؟
پاسخ این سه سؤال میتواند تعیین کند که افزایش بازدهی اوراق بیشتر یک واکنش به اقتصاد قوی بوده یا بخشی از آن ناشی از افزایش ریسک تورمی و ژئوپلیتیکی است.
به همین دلیل، شاید دقیقترین توصیف برای شرایط فعلی این باشد: بازار اوراق در حال قیمتگذاری همزمانِ رشد، تورم و ریسک است.
سوالات متداول
افزایش بازدهی اوراق یعنی چه؟
افزایش بازدهی اوراق معمولاً به این معناست که سرمایهگذار برای خرید یا نگهداری اوراق، بازده بیشتری مطالبه میکند. از آنجا که قیمت و بازده اوراق معمولاً رابطه معکوس دارند، کاهش قیمت اوراق میتواند باعث افزایش بازدهی آن شود.
مهمترین دلیل افزایش بازدهی اوراق چیست؟
یک دلیل واحد وجود ندارد. رشد اقتصادی، انتظار درباره نرخ بهره، تورم، قیمت انرژی، عرضه اوراق و میزان تقاضا در بازار همگی میتوانند روی بازدهی اثر بگذارند.
آیا افزایش بازدهی اوراق نشانه رشد اقتصادی است؟
ممکن است چنین باشد، اما همیشه اینطور نیست. اگر بازدهی به دلیل رشد قویتر اقتصاد افزایش پیدا کند، معنای آن با افزایش بازدهی ناشی از تورم یا ریسک ژئوپلیتیکی متفاوت است.
تنگه هرمز چه ارتباطی با بازدهی اوراق دارد؟
اختلال در مسیر انرژی میتواند قیمت نفت و سایر هزینههای انرژی را افزایش دهد. اگر این افزایش پایدار باشد، میتواند فشار تورمی ایجاد کند و انتظار بازار درباره نرخهای بهره را تغییر دهد؛ از این مسیر، بازار اوراق نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
افزایش بازدهی اوراق چه اثری بر بورس دارد؟
بازده بالاتر اوراق میتواند هزینه تأمین مالی و نرخ تنزیل را افزایش دهد و در برخی شرایط بر ارزشگذاری سهام فشار وارد کند. با این حال، اگر علت افزایش بازدهی رشد اقتصادی باشد، رشد درآمد و سود شرکتها میتواند بخشی از این فشار را جبران کند.
آیا افزایش بازدهی اوراق به معنی سقوط بورس است؟
خیر. رابطه میان بازدهی اوراق و سهام به علت تغییر بازدهی و وضعیت اقتصاد بستگی دارد. دادههای اخیر نیز نشان دادهاند که بازار سهام آمریکا در کنار افزایش بازده اوراق همچنان از حمایت رشد سودآوری و اقتصاد برخوردار بوده است.
برای دنبال کردن روند بازدهی اوراق باید چه شاخصهایی را بررسی کرد؟
نرخ بهره فدرال رزرو، تورم، قیمت نفت، دادههای اشتغال، شاخصهای رشد اقتصادی، حراجهای اوراق و بازده اوراق ۲، ۱۰ و ۳۰ ساله از مهمترین متغیرها هستند.
جهت اطلاع از دیگر مطالب ازر دیجیتال کلیک کتید….
برای مشاهده موارد بیشتر درباره افزایش بازدهی اوراق کلیک کنید…










